دادهای ژئوتکنیک
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۴۱ مدخل · حرف Gبررسی ژئوتکنیکی
پارچهگون، ژئوتکستایل
پارچهگون بافته شده، ژئوتکستایل بافته شده
پارچهگون بافته نشده، ژئوتکستایل نبافته شده
ژئوتکستایل بافته شده، پارچهگون بافته شده
زمین گرمایی
شبکه زمینی، ژئووب (نقشهبرداری)
واداشتن، وادار کردن، ترغیب کردن، فراهم کردن، به دست آوردن، پیدا کردن، گرفتن (خبر، شماره تلفن و ...) کسب کردن، خریدن، دریافت کردن، دچار شدن (بیماری)، فهمیدن، متوجه شدن
سوار شدن، وارد شدن، داخل شدن
وارد شدن به یک خط عبوری
پیاده شدن، خارج شدن
سوار شدن، داخل شدن
سوار اتوبوس شدن
پیاده شدن، خارج شدن، بیرون رفتن، عزیمت، رفتن
جا پیدا کردن در اتوبوس، جای نشستن پیدا کردن در اتوبوس