تورم ناشی از یخبندان، تورم در اثر یخزدگی (خاک)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۲۹ مدخل · حرف Hبه شدت، سخت، حسابی، خیلی، زیاد، به سختی، به زحمت، جدی، متفکرانه، بامتانت
روسازی دارای ترافیک سنگین
راه دارای ترافیک سنگین
سنگین، سخت، شاق، شدید، عمیق، گزاف، کلان، زیاد، فراوان، غلیظ، ابری، گرفته (آسمان)، تند، ثقیل، جدی، سختگیر، کند، آرام (حرکت)، سست، بیحال، پرمشغله، شلوغ، پرکار
وسیله نقلیه باری سنگین
کنترل وسیله نقلیه باری سنگین
مسیر حرکت وسیله نقلیه باری سنگین
ترافیک وسایل نقلیه باری سنگین
کامیون سنگین
راننده کامیون سنگین
باران شدید
ترافیک سنگین
کامیون سنگین [اصطلاح آمریکایی]
وسیله نقلیه سنگین
پرچین، دیوار گیاهی، مانع، سد، حصار، پرچین کشیدن، حصار کشیدن