حادثه، رویداد، واقعه، پیشامد، اتفاق، برخورد، برتابش
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۰۰ مدخل · حرف Iآشکارسازی حادثه، شناسایی حادثه
شار تابشی، جریان تابش
نور تابشی
مدیریت رویداد، مدیریت حادثه
اشعه تابشی، شعاع تابش
همراهی کننده، همراه، جزیی، فرعی، اضافی (مخارج)، اتفاقی، پیشبینی نشده
مخارج اتفاقی، هزینههای تصادفی
خاکستر کوره زبالهسوز
خاکستر (حاصل از) سوزاندن زباله
سختی زمستان، سردی زمستان
میل، شیب، گرادیان، میزان تمایل
زاویه تمایل، زاویه میل [ژئوتکنیک]
شیبسنج، تراز مغناطیسی (نقشهبرداری)
درآمد، عایدی
مالیات بر درآمد