سوارهروی یکطرفه، راه یکطرفه
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۵۸۰ مدخل · حرف Oمسیر یکطرفه مخصوص دوچرخه و موتورسیکلت، مسیر یکطرفه ویژه وسایل نقلیه دوچرخ
جریان یکطرفه
حرکت یکطرفه
کارکرد یکسویه
جاده یکطرفه، راه یکطرفه
خیابان یکطرفه
عبورومرور یکطرفه، ترافیک یکطرفه
پارکینگ خیابانی، پارکینگ حاشیه سوارهرو
توضیح تکمیلی
(به فضایی اطلاق میشود که به توقف وسایل نقلیه اختصاص داده شده و بخشی از سوارهرو را اشغال میکند.)
نصبشده، سوارشده
در محل، در جا
در جا، در محل، فوراً، بیدرنگ
نزدیکشونده (اتومبیل و ...)، قریبالوقوع (خطر)، روبرو، طرف مقابل (ترافیک)، آینده
ترافیک طرح مقابل، ترافیک روبرو
وسیله نقلیه نزدیکشونده (از طرف مقابل)
چراغ راهنمایی تکرنگ