ماشین نصب ریل، ماشین ریلگذاری (راهآهن)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۵۳۴ مدخل · حرف Vوسیله نقلیه دوچرخ،وسیله نقلیه دارای دو چرخ
وسیله نقلیه کارگاهی
دسترسی وسیله نقلیه
لوازم جانبی وسیله نقلیه
ظرفیت وسیله نقلیه (تعداد صندلیها)
سیستم القایی که به چراغ راهنمایی متصل میشود و قادر است عملکرد آن را با توجه به اطلاعات دریافتی از حسگرها اصلاح نماید و منحصراً بای یک تقاطع قابل اعمال میباشد.
ممنوعیت (عبور) وسیله نقلیه
بار چرخدار، با رتریلیدار
کنترل وضعیت وسیله نقلیه، کنترل فنی وسیله نقلیه
طبقهبندی وسیله نقلیه، دستهبندی وسیله نقلیه
قطعه وسیله نقلیه
وضعیت وسیله نقلیه
شمارشگر وسیله نقلیه
ترمینال دادههای وسیله نقلیه، پایانه اطلاعات وسیله نقلیه
انهدام وسیله نقلیه (در اثر سانحه یا تصادف)