سطح آب
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۰۰ مدخل · حرف Wسفره آب زیرزمینی، سطح ایستایی، لبه آبریز (در ساختمان)
پایین آمدن سطح آب، پایین آمدن سطح سفره آب
منبع آب، مخزن آب
تانک آب شهر، برج مخزن آب
توضیح تکمیلی
(معمولاً در بلندی یا روی پایه ساخته میشود.)
حملونقل آبی داخلی، حملونقل آبی درون مرزی
شناور، آب آورد، آبی
توضیح تکمیلی
(حملشونده توسط آب)
آبراهه، جویبار
آبیاری
خیس آب، عرق آب (زمین)، پر از آب، آبگرفته (قایق)
ضد آب، ضد آب کردن
درز آببند
آببندی
لایه عایق، لایه آببندی، لایه مقاوم در برابر نفوذ آب
درز آببندی
لایه آببندی