سطح نقطهای سروصدا
توضیح تکمیلی
(میزان سروصدا در یک نقطه)
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
سطح نقطهای سروصدا
(میزان سروصدا در یک نقطه)
سرعت نقطهای
روش سرعت نقطهای
مطالعه سرعت نقطهای
پروژکتور، نورافکن، نورافکن نقطهای، نور نقطهای، کانون توجه، مرکز توجه، نور انداختن، روشن کردن، برجسته کردن، در کانون توجه قرار دادن
تسطیح برآمدگیها، همتراز کردن بلندیها
ناودان (بام)، فوران، فواره، فوران کردن، فواره زدن
ناحیه در هم برهم، منطقه بینظم، ناحیه بینقشه، به صورتی نامنظم قرار گرفتن، به صورت پراکنده قرار گرفتن، به صورت پراکنده گسترش یافتن
توسعه شهری پراکنده، رشد شهری بیرویه و بیبرنامه
قطرات ریز، نم آب، ترشح، اسپری، افشانه، پاشیدن، اسپری کردن
میله افشانه
افشانک خطکشی، رنگپاش [مصالح معدنی]
افشانه، اسپری، رنگپاش
قیرپاش
افشانه فشاری
اسپری کردن، افشاندن، پاشیدن