دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۳,۳۰۰ مدخل · حرف S
پاک کردن فیلترها ×

پروژکتور، نورافکن، نورافکن نقطه‌ای، نور نقطه‌ای، کانون توجه، مرکز توجه، نور انداختن، روشن کردن، برجسته کردن، در کانون توجه قرار دادن

ناحیه در هم برهم، منطقه بی‌نظم، ناحیه بی‌نقشه، به صورتی نامنظم قرار گرفتن، به صورت پراکنده قرار گرفتن، به صورت پراکنده گسترش یافتن

قطرات ریز، نم آب، ترشح، اسپری، افشانه، پاشیدن، اسپری کردن