چرخیدن، چرخ زدن، لیز خوردن، سُر خوردن، چرخاندن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلچرخیدن (به دور خود)
لغزش، لغزه، سُر، سُرش، اسلاید، افت، سقوط، نزول، سُر خوردن، لغزیدن، لیز خوردن، پایین آمدن، سقوط کردن، افت داشتن
لغزش زمین
دستگاه نمایش اسلاید، پروژکتور
تعرفه مبتنی بر مقیاس متغیر، تعرفه تعدیلپذیر، تعرفه با پایه متحرک
توضیح تکمیلی
(نظام تعرفهای که بنابر آن حقوق گمرکی متناسب با قیمتهای جاری کالاهای وارده تغییر میکند.)
لغزش، سُر خوردگی، لغزان
قالب لغزنده، قالب لغزان (بتن)
اصطکاک لغزشی
مقاومت در برابر لغزش
ناچیز، بیاهمیت، کمبها، کوچک، کم، جزیی، اندک، مختصر، نازک، ضعیف، لاغر، باریک
جراحت سطحی، جراحت سبک
تصادف منجر به جراحت سطحی
جراحت سطحی، زخم سطحی، جراحت جزیی
تصادف منجر به جراحت سطحی
کمی، یک ذره، اندکی، تا حدودی