دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۳,۳۰۰ مدخل · حرف S
پاک کردن فیلترها ×

ثابت، مستقر، پایدار، محکم، استوار، تثبیت‌شده، باثبات، قابل اعتماد، متعادل، متوازن، کم‌نوسان

دودکش، میله دودکش، ناودان، فاضلاب روی قائم (در ساختمان)، کپه، پشته، تل، توده، کپه کردن، توده کردن، روی هم انباشتن، تلنبار کردن

کارکنان، کارمندان، خدمه، پرسنل، هیأت، کادر، کارمند بودن، کارمند گرفتن، کار کردن، کار انجام دادن