لغزنده، سُر، لیز، لغزان
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلمنطقه لغزنده
جاده لغزنده
تابلوی جاده لغزنده است
سطح لغزنده راه
لغزش
شیب، سطح شیبدار، سراشیب، سرازیری، شیروانی، خط مایل، خط مورب، شیب داشتن، شیب پیدا کردن، مایل شدن، کج شدن (خط)
شکست شیب
شیب عرضی [اصطلاح آمریکایی]
شیب ترانشه [اصطلاح آمریکایی]
شیب خاکبرداری
جوی پای شیروانی
شیب خاکریز
شیب خاکریز
شیب ملایم، شیب کم
خط حداکثر شیب