کند، کم سرعت، کندرو، آهسته، تدریجی، بیرونق، کساد، سرعت خود را کم کردن، آهسته کردن، با سرعت کم حرکت کردن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلوسیله نقلیه کندرو
خط عبوری مخصوص وسیله نقلیه کندرو
بتن کندگیر
دستگاه آزمایش اصطکاک در سرعت کم
قیر محلول کندگیر، قیر مایع کندگیر
سرعت خود را کم کردن، کم شدن سرعت
رانندگی آهسته (کند)
خط عبوری کندرو، خط عبوری ویژه وسیله نقلیه کندرو
سرعت کم
عبورومرور آهسته، ترافیک کند
کاهش، نقصان، افت، کمکاری، کندکاری
حلبیآباد، محله زاغهنشینان
نشست، افت (بتن، ملات)
آزمایش نشست (بتن)
گل روان، گل حفاری، دوغاب