تخصصی شدن، تخصصی کردن، تخصص، دوره تخصصی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلمتخصص بودن، متخصص شدن، مشخص کردن، تخصیص دادن، اختصاص دادن، خصوصی کردن، اختصاصی کردن
به ویژه، به طور خاص، خصوصاً، صرفاً، به خصوص، علیالخصوص، مخصوصاً
مخلوط با دانهبندی خاص
نوع، گونه
گونههای جانوری
گونههای گیاهی
دقیق، صریح، روشن، خاص، ویژه، معین، مشخص
حالت خاص، مورد خاص
ویژگی خاص، مشخصه خاص
وزن مخصوص، چگالی
مرحله خاص، فاز ویژه [اصطلاح آمریکایی]
ویژه اختصاصی، خاص، تعیین
شرح قیمتها، تعیین قیمتها
مشخصات، جزییات
مشخصات تیپ مناقصه، مشخصات تیپ مزایده