اطلاعیه (اخطار) خرید اجباری
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف Pخرید وسیله نقلیه
سفارش خرید، دستور خرید
سفارش خرید اجباری
قیمت خرید
خریدار، مشتری
خالص، ناب، پاک، پاکیزه، سالم، صاف، شفاف، واضح، محض، مطلق
تصفیه، پاکسازی، پالایش، تصفیه کردن، پالودن، پاکسازی کردن
پالایش، تصفیه، پاکسازی، تطهیر
پالایش هوا، سالمسازی هوا، تصفیه هوا
مقصود، منظور، هدف، مراد، غرض، عزم، تصمیم، اراده، قصد داشتن، در نظر داشتن، تصمیم داشتن
انگیزه توقف، هدف توقف
انگیزه سفر، هدف سفر
هُل، فشار، زور، حمله، هجوم، هُل دادن، فشار دادن، مجبور کردن، وادار کردن، تحت فشار قرار دادن، عرضه کردن، تبلیغ کردن، ترویج کردن
دکمه فشاری، شستی
شن پخشکن دستی (راهسازی)