تیر، تیرک، میله، میخ، میخ چوبی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sبا دیرگ نگهداشتن [گیاهان]
میخکوبی، پیاده کردن مسیر [توپوگرافی]
ساقه، میله
اتاقک، دکه، کیوسک، غرفه، کابین، جایگاه
دکه روزنامهفروشی
جایگاه توقف
توضیح تکمیلی
(هریک از محلهای خطکشیشده برای توقف اتومبیل)
عمق جایگاه پارکینگ
وسیله نقلیه متوقف
توضیح تکمیلی
(وسیله نقلیهای که به هر دلیل از کار افتاده و قادر به حرکت نیست.)
تمبر، بن خرید، کوپن، کارت خرید، مُهر، نشان، اثر، نقش
تمبر پستی
تمبر مالیاتی
مُهرزنی، مُهرکوبی (بتن)، نقش انداختن، مهر زدن، تمبر زدن
مهر تاریخ زدن
ماشین مهر زدن بلیط
توقف، ایست، موضع، جایگاه، دکه، کیوسک، محل فروش، غرفه، ایستگاه، محل توقف، ایستادن، بلند شدن، برخاستن، ارتفاع داشتن، قرار داشتن، واقع بودن، ایستاده بودن، توقف کردن، برقرار ماندن، باقی بودن، ساکن بودن، بیحرکت بودن