زمین بازی، محوطه بازی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۸۰ مدخل · حرف Fبازرسی میدانی
تحقیق میدانی
حوزه فعالیت، زمینه فعالیت، دامنه فعالیت
زمینه استفاده، زمینه کاربرد، حوزه بکارگیری
میدان دید
فاصله دید، محدوده دید، میدان دید
توضیح تکمیلی
(محدودهای که تا آنجا را میتوان با چشم دید.)
بازیافت در محل، بازیافت میدانی (کارگاهی)
برگه برداشت میدانی
آزمایش میدانی
کارآموزی در محل، آموزش در محل
سفر پژوهشی، سفر تحقیقاتی، سفر کوتاه علمی (برای بازدید از محل)
وسیله نقلیه صحرایی
توضیح تکمیلی
(وسیله نقلیهای که قادر به حرکت در سطوح ناهموار باشد.)
سرعت 15 درصد
توضیح تکمیلی
(سرعتی است که 15 درصد وسایل نقلیه در آن سرعت یا کمتر حرکت میکنند.)
هواپیمای جنگنده
رقم، عدد، شکل، تصویر، عکس، نمودار، ریخت، ترکیب، چهره، شخصیت، شخص