منطقه اقلیتنشین، گِتو
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۴۱ مدخل · حرف Gجزیره مجازی
توضیح تکمیلی
(جزیره ایجاد شده با خطکشی)
سکوی میانی مجازی، جزیره خطکشی
گیلسونیت
توضیح تکمیلی
(نوعی از قیر سخت و شکننده که در شکاف سنگها یا به صورت رگه به وجود میآید و میتوان آن را استخراج نمود.)
تیر حمال، شاهتیر، تیر اصلی (سازه)
بال پایینی تیر حمال
شاهتیر جعبهای
بالتیر
تیر مفصلدار
تیر حمال مشبک، شاهتیر مشبک (سازه)
تیر حمال طولی
تیر حمال عرضی
پل تیر حمالی، پل تیردار، پل شاهتیری
پل با تیر حمال یکسره
اهدا کردن، اعطا کردن، (کمک، حمایت) کردن، پرداختن، فروختن، سپردن، تحویل دادن، رساندن (پیغام)، باعث شدن، موجب شدن، تعیین کردن، مهلت دادن، وقت دادن، وقف کردن، تخصیص دادن
امداد رساندن، کمک کردن، یاری رساندن