گردش ممنوع، دور زدن ممنوع
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۴۳۵ مدخل · حرف Nگردش ممنوع، دور زدن ممنوع [اصطلاح آمریکایی]
دور زدن ممنوع
توقف ممنوع
شبانه، (مربوط به) شب، شبانگاهی
اختلال شبانه
شهر گرهای
توضیح تکمیلی
(شهر واقع در گره ارتباطی)
نقطه گرهی
گره، نقطه بررسی
توضیح تکمیلی
(نقطه حاصل از تلاقی شبکه راهها در یک حلقه فرضی میباشد که در آمار حلقهای به عنوان یک جایگاه آماری جهت برداشتهای آماری از قبیل شمارش ترافیک و مصاحبه با رانندگان مورد استفاده قرار میگیرد.)
گره و خط
صدا، سروصدا، هیاهو، همهمه، نوفه، پارازیت، نویز (رادیو، تلویزیون)
سروصدای محیطی
سروصدای زمینه (پسزمینه)
شکایت علیه سروصدا
سروصدای مرکب
سروصدای موتور