آرایه یکبعدی
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۵۸۰ مدخل · حرف Oآزمایش یکطرفه، آزمایش یکسویه
تیر یکدهانه
دال تکهانه
آزمایش یکطرفه، آزمایش یکسویه
تصادف تکوسیلهای
توضیح تکمیلی
(تصادفی که در آن تنها یک وسیله نقلیه شرکت دارد.)
شیب عرضی یکنواخت
لجن، لای، شلکا، گل سیاه، تراوش، جریان، نشت کردن، بیرون زدن، تراوش کردن، پخش کردن، پراکندن
تاری، تیرگی، ابهام، پیچیدگی، مات بودن، کدر بودن، تار بودن
مات، کدر، تار، تیره، مبهم، پیچیده
مواد کدر
باز، گشوده، آزاد، دایر، روباز، کروکی (اتومبیل)، عمومی، همگانی، علنی، آشکار، صادق، صریح، فضای باز، فضای آزاد، هوای آزاد، باز کردن، گشودن، حفر کردن، کندن، شروع کردن، آغاز کردن، افتتاح کردن، دایر کردن، تأسیس کردن، باز شدن، افتتاح شدن، شروع شدن، آغاز شدن
ماکادام باز
سطح درشتبافت، سطح با بافت باز (با ریزدانه کم)
تیر با جان باز، تیر لانهزنبوری
تیرچه مشبک