آبریز، آبچکان (ساختمان)، مرز آبریز، آبپخشان (هیدرولوژی) حوزه آبریز (هیدرولوژی)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۰۰ مدخل · حرف Wتنوره دریایی، گردباد دریایی (جغرافیا)، (دهانه) لوله آب
ضد آب، نفوذناپذیر، آببندی شده
آببندی
فقدان آببندی ]درز[
آبراه، راه آبی
حملونقل آبی
وات
توضیح تکمیلی
(واحد اندازهگیری توان الکتریکی)
موج، حرکت دست، حرکت، تکان خوردن، در نوسان بودن، جنبیدن، حرکت کردن، در دست تکان دادن، دست تکان دادن
موج سبز (چراغ راهنمایی)
طول موج
جاده، خیابان، راه، طرف، جهت، سو، شیوه، طریقه، طریق، طرز، نحوه، رفتار، طرز رفتار، عادت، مسافت، فاصله
راه دسترسی، مسیر دسترسی
مسیر سربالایی
مسیر سرپایینی
مسیر اختصاصی، مسیر انحصاری، مسیر ویژه