محل عبور لوله، معبر لوله
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلسکوی ویژه معلولین، سکوی مختص معلولان
سیار بودن، در حال حرکت بودن
ساحل، کنار دریا
علامت، علامت خطر، چراغ خطر، چراغ دریایی، برج دیدهبانی، چراغ عابر پیاده (در بریتانیا)
علامت خطر چشمکزن
فرستنده رادیویی
چراغ دریایی
گوی شیشهای، گلاسبید
توضیح تکمیلی
(گویهای ریز شیشهای مورد استفاده در رنگهای ترافیکی برای بازتابش نور)
تیر بنکلمن
تیر یک سر آزاد، تیر طرهای
تیر بتنی
تیر یک سره، تیر چند دهانه (سازه)
تیر لبه، تیر کناری (دال بتنی)
تیر انتهایی
نور بالا (چراغهای جلوی وسیله نقلیه) [اصطلاح آمریکایی]