آبنما
توضیح تکمیلی
(در بخشی از راه که بنا به دلایل فنی با اقتصادی امکان عبور دادن آبهای جاری از زیر راه وجود ندارد، راه به گونهای ساخته میشود که آبهای سطحی از روی جاده عبور کنند.)
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
آبنما
(در بخشی از راه که بنا به دلایل فنی با اقتصادی امکان عبور دادن آبهای جاری از زیر راه وجود ندارد، راه به گونهای ساخته میشود که آبهای سطحی از روی جاده عبور کنند.)
شبکه فرعی
برنامه فرعی
آبونه، مشترک (مجله، روزنامه)، اعانهدهنده، کمکدهنده
حق اشتراک، آبونمان، حق عضویت، کمک، کمک مالی، اعانه، امضای زیرنویس
زیرمجموعه
فروکش کردن، فرو نشستن، پایین رفتن (آب)، نشست کردن (خاک، زمین)، آرام شدن، متوقف شدن (طوفان)
فرونشست (زمین)، فروکش، فرونشینی، آرامش، توقف (طوفان)، فروکش کردن
فرورفتگی لبه، نشست لبه
نشست دریچه بازدید
نشست روسازی
فرعی، جنبی، تابع، وابسته، مؤسسه، تابع، واحد تابعه، شرکت وابسته
خط عبوری فرعی (جنبی)
فروکش کردن آب، پایین رفتن سطح آب
کمک مالی کردن، اعانه دادن، یارانه دادن، سوبسید دادن
تشکیلات برخوردار از حمایت مالی (یارانه)