حساسیت به رطوبت
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلآویزان کردن، آویختن، معلق کردن، شناور کردن، به حالت تعلیق درآوردن، معوق گذاشتن، به تأخیر انداختن
ماده معلق
ذره معلق
داربست آویخته (معلق)
وسیله نقلیه شناور
آویز
تعلیق، شناوری، محرومیت، توقیف، فنربندی (وسایل نقلیه)
تعلیق پویا
توضیح تکمیلی
(سیستم خودکار کنترلکننده حرکات عمودی چرخهای وسیله نقلیه ناشی از سطح راه)
سیستم تعلیق کمکی
سیستم تعلیق خودرو
تعلیق مغناطیسی
سیستم تعلیق سازگار یا راه
تعلیق نیمهپویا
سوپانسیون، تعلیق [شیمی]
پل معلق