موجدار، کنگرهدار، چیندار
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۸۳۱ مدخل · حرف Cآهن موجدار
چین، موج، تا، شیار، چین دادن، تا زدن، موج دادن، چینخوردگی، تاخوردگی
کسینوس
جهانی، جهان شهری، جهان وطنی
منطقه شهری
قیمت، نرخ، هزینه، بها، ارزش داشتن، قیمت داشتن، قیمتگذاری کردن، برآورد کردن
تحلیله هزینه – فایده
تحلیل هزینه – فایده اجتماعی
محاسبه هزینه – فایده
مطالعه هزینه – فایده
هزینه تصادف
بهای اکتساب، هزینه تملک
قیمت تمام شده واقعی، هزینه واقعی
قیمت کل، هزینه کامل
قیمت متوسط، هزینه متوسط