سیستم بصری، سیستم دیداری
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلسیستم هشداردهنده، سیستم اعلام خطر
سیستم ضد قفل شدن چرخ
مدیریت سیستم
سیستم تیرچهها و اتصالات
منظم، سه قاعده، سیستماتیک، روشمند، روشمندانه، نظامیافته، نظاممند، حسابشده، برنامهریزی شده، دقیق
خطای سیستماتیک
تیر فولادی T شکل
تقاطع T شکل، سه راهی عمودی [اصطلاح آمریکایی]
تقاطع T شکل، سه راهی عمودی
T T
برچسب، نوار، صورتحساب
جدول، فهرست، ریز، کتیبه، میز
جدول تبدیل
سفره آب زیرزمینی
جدول ضرب