سوار اتوبوس شدن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلشروع به سخن گفتن کردن، رشته کلام را به دست گرفتن
مسیری را در پیش گرفتن
به حساب آوردن، درنظر گرفتن
ایستگاه اتوبوس گویا، ایستگاه اتوبوس مجهز به تسهیلات صوتی برای نابینایان و کمبینایان
توضیح تکمیلی
(ایستگاه اتوبوس که در آن افراد نابینا با فشار دادن یک دکمه میتوانند از طریق پیام صوتی از شماره ایستگاه، خطوط، مقصد و زمان تقریبی رسیدن اتوبوس مطلع شوند.)
تخماق، کوبه
تخماق خاکریز، کوبه خاکریز
تخماق ترانشه (گودبرداری)
کوبیدن، سفتکوبی (خاک، بتن)
فینیشر با عملکرد تسطیح و تراکم و غلتک (کوبیدن و تسطیح)
ماشین تراکم، تخماق
غلتک پاچهبزی
محور مرکب، محور تاندم
بار محوری تاندم
کامیون با محور تاندم
غلتک جفت، غلتک وزنی پشت سر هم