مماس (خط)، تانژانت
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلمماسی، غیر مستقیم، فرعی، جنبی، حاشیهای
منبع، مخزن، تانک، باک (بنزین)، آبانبار
مخزن بنزین، باک بنزین
مخزن آب، منبع آب
کامیون نفتکش، کامیون تانکر [اصطلاح آمریکایی]
نفتکش (کشتی)، تانکر، وسیله نقلیه دارای مخزن حمل سیالات
تانکر، کامیون نفتکش
شیر آب، انشعاب آب، قلاویز، شیر گذاشتن برای (مخزن)
متر نواری، نوار، بند، روبان، نوار درزگیری، با نوار بستن، با بند بستن، متر کردن
نوار مغناطیسی
نوار پانچ شده، نوار سوراخ شده
لچکی (باریک شدگی به سمت انتها)
لچکی ورودی
لچکی خروجی
طول لچکی