کنترل تلویزیونی، نظارت از طریق تلویزیون
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلتلکس، تلکس کردن، با تلکس فرستادن، تلکس زدن
صندوقدار، تحویلدار
آب و هوای معتدل
دما، درجه حرارت
دمای هوا، درجه حرارت هوا
دمای هملزجت
الگوی حفاری، گاباری حفاری
موقت، موقتی، گذرا، زودگذر، آنی
پل موقت
راه دارای محدودیت توقف در ساعات مشخص
توضیح تکمیلی
(راه با ممنوعیت توقف در ساعات خاصی از شبانه روز)
مسیرنمایی موقت
توضیح تکمیلی
(با استفاده از خطکشی، نیوجرسی، مخروطهای ترافیکی و ...)
مسیر انحرافی موقت
خطکشی موقت
طرح موقت
تعمیر موقت