محدودیت موقت
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلعلامتگذاری موقت راه، علایم موقت راه
راهبند ایمنی موقت، حفاظ ایمنی موقت
علامتگذاری (پیغام) موقت، نصب علایم (تابلو) موقت
پل هوایی فلزی موقت، روگذر فلزی موقت
سازه موقتی
گلمیخ موقت، چشم گربهای موقت
پایه موقت، تکیهگاه موقت
سیل با دوره بازگشت ده ساله
توضیح تکمیلی
(حداکثر سطح طغیان آب که انتظار میرود به طور متوسط در هر ده سال یکبار اتفاق افتد.)
بارش ده ساله
اجارهنشین، مستأجر، متصرف
تمایل، گرایش، میل، رغبت، کشش
مناقصه، مزایده، پیشنهاد قیمت، در مناقصه شرکت کردن، در مزایده شرکت کردن، پیشنهاد قیمت دادن
واگذاری به پیشنهاد حداقل (مناقصه)
دعوت به مناقصه، دعوت به مزایده
دعوت به مناقصه محدود، دعوت به مزایده محدود