دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۲,۸۳۱ مدخل · حرف C
پاک کردن فیلترها ×

ماشین، خودرو، اتومبیل، سواری، واگن (قطار)، اتاقک (بالون، آسانسور)، گاری

خوروی دارای کنترل مضاعف، خودروی دارای سیستم کنترل مضاعف (مانند خودروهای آموزش رانندگی)

خودروی شناور

توضیح تکمیلی

(خودرویی برای برداشت ترافیکی که با سرعت جریان ترافیک حرکت می‌کند و به تعداد خودروهایی که می‌توانند از آن سبقت بگیرند، قادر است از خودروهای دیگر سبقت بگیرد.)