ارتفاع بالا رفتن ناشی از مویینگی، ارتفاع مکش مویین، ارتفاع آب در لوله مویین
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۲۹ مدخل · حرف Hارتفاع چشم راننده
ارتفاع بارندگی، ارتفاع بارش
ارتفاع لبه بالا آمده
ارتفاع برف
ارتفاع کانون روشنایی
محدودیت ارتفاع
بلندتر کردن، بلند کردن، بالا بردن، شدت بخشیدن، تشدید کردن، افزایش دادن، بالا بردن، بلندتر شدن، بلند شدن، بالا رفتن، شدت یافتن
رابط حلزونی، رمپ مارپیچ
توضیح تکمیلی
(معمولاً در پارکینگ طبقاتی)
فرودگاه هلیکوپتر
کلاهک (شمع)، کلاه ایمنی، کاسکت، کلاه خود
کلاه ایمنی
کمک، یاری، مساعدت، چاره، علاج، خدمتکار، کارگر، کمک کردن، مساعدت کردن، فایده داشتن، سودمند بودن، جلوگیری کردن، چاره کردن، علاج کردن
درخواست کمک، تقاضای امداد، کمکخواهی، امدادطلبی
لایه گیاهی
گله، رمه، چوپان، شبان، جمعیت، جماعت، توده مردم، عوام، جمع کردن، گردآوردن، راندن، بردن، جمع شدن، گرد آمدن (حیوانات، اشخاص)