دانش تخصصی حمل‌ونقل

واژه‌نامه حمل‌ونقل

جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادل‌های فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل

مرور بر اساس حرف اول انگلیسی

انگلیسی به فارسی

فهرست واژه‌ها

۶۲۹ مدخل · حرف H
پاک کردن فیلترها ×

بلندتر کردن، بلند کردن، بالا بردن، شدت بخشیدن، تشدید کردن، افزایش دادن، بالا بردن، بلندتر شدن، بلند شدن، بالا رفتن، شدت یافتن

کمک، یاری، مساعدت، چاره، علاج، خدمتکار، کارگر، کمک کردن، مساعدت کردن، فایده داشتن، سودمند بودن، جلوگیری کردن، چاره کردن، علاج کردن

گله، رمه، چوپان، شبان، جمعیت، جماعت، توده مردم، عوام، جمع کردن، گردآوردن، راندن، بردن، جمع شدن، گرد آمدن (حیوانات، اشخاص)