سیستم دستی هشدار آتشسوزی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۳۰۰ مدخل · حرف Mاتومبیل دندهای
وسیله نقلیه دندهای
دستی، با دست
چراغهای راهنمایی با کنترل دستی
ساخت، تولید، کالاهای تولیدی، فرآوردهها، تولیدات (بازرگانی)، ساختن، تولید کردن، فرآوری کردن
ساخت بتن
جزییات ساخت
محصول ساخته شده، فرآورده ساخته شده، محصول صنعتی
سازنده، تولیدکننده
سازنده خودرو
تولید، ساخت، تولید صنعتی
ساخت با کمک رایانه، تولید با کمک رایانه
روند ساخت، فرآیند ساخت
دستنوشته، دستنویس، نسخه ماشینشده، نسخه دستی مؤلف، نسخه خطی
تابلوی مسیرنما