شبکه تلفن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۸۸۱ مدخل · حرف Tدورنویس، تلگراف دورنگار، دورچاپگر
پردازش از راه دور
تلسکوپ، دوربین نجومی
جمع شدن، به هم خوردن و له شدن [در اثر تصادف]
دورنویس، تلگراف دورنگار، دورچاپگر
تلویزیون
تلویزیون کابلی
تلویزیون مداربسته
کنترل تلویزیونی، نظارت از طریق تلویزیون
تلکس، تلکس کردن، با تلکس فرستادن، تلکس زدن
صندوقدار، تحویلدار
آب و هوای معتدل
دما، درجه حرارت
دمای هوا، درجه حرارت هوا
دمای هملزجت