اطلاعات به روز، اطلاعات روزآمد
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳۵۴ مدخل · حرف Uسربالایی و سراشیبی
[قطار]
توضیح تکمیلی
خط آهن یا مسیری که از یک شهر کوچک یا شهرستان به یک شهر بزرگ یا پایانه اصلی منتهی میشود
آخرین اخبار، آخرین گزارشها، آخرین اطلاعات، به روز کردن، روزآمد کردن، امروزی کردن، نوکردن، در جریان آخرین اطلاعات گذاشتن
بهسازی، بهبود، سربالایی، ارتقا دادن، ترفیع دادن، بهبود بخشیدن، بهتر کردن
سربالایی تند، سربالایی تیز [اصطلاح آمریکایی]
بهسازی، ارتقا
بالاآمدگی، خیز
سربالایی، سربالا
بالایی، بالا، فوقانی، زبرین، علیا، بالاتر
عرشه بالایی، عرشه فوقانی
بال فوقانی (تیرآهن)
حد بالایی، حد فوقانی
دال بالایی [تیر حمال جعبهای]
از ریشه درآوردن، از ریشه کندن، از بیخ کندن، ریشهکن کردن
بالادست، سراب، به طرف بالای رودخانه، خلاف جریان آب