دستگاه هدایت (اتومبیل، هواپیما و...)، رانشافزار
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sقفل فرمان
مکانیسم هدایت
فرمان، رُل (وسیله نقلیه)، سکان (کشتی)
ساقه، تنه، بند آوردن، متوقف کردن (جریان مایع)، مقابله کردن، روبرو شدن
شابلون، طرح، نقش (با شابلون)، کاغذ استنسیل، با شابلون نقش انداختن، با شابلون کشیدن
ورق استنسیل، شابلون
پله، تک پله، گام، قدم، فاصله کم، طرز راه رفتن، اقدام، عمل، درجه، مرتبه، رتبه، قدم برداشتن، قدم زدن، راه رفتن، رفتن، آمدن
راهبند بالارونده
گسلش پلکانی، شکست پلکانی [درزها]
پی پلهای
ترتیب پلکانی، هماهنگی پلکانی
جابجایی دال در امتداد درزها
توضیح تکمیلی
(فرورفتگی یا بالاآمدگی دال نسبت به دال مجاور)
واحد سنجش زاویه اجسام، استرادیان
سهبعدی، نمایی، استروسکوپی
کارگر اسکله، کارگر بارانداز