مسؤول آموزش
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلدانشسرا
سرپرست آموزش
مسیر آموزش جادهای
دیوار هادی (سازههای آبی)
تراموا، واگن برقی
تراموا، واگن برقی
ریل تراموا، خط تراموا
پیاده رفتن، پیاده سفر کردن، پیادهروی
خط تراموا
انجام، اجرا، کار، فعالیت، معامله
معامله تجاری
معامله تجاری، معامله بازرگانی
دستگاه فرستنده و گیرنده
مبدل، تراگذار، تبدیل کننده القایی
انتقال، نقل مکان، نقل و انتقال، تبادل، وسیله انتقال، تغییر مسیر، تغییر وسیله، عبوری (مسافر)، بلیط خطبهخط، بلیط تراموا به اتوبوس، واگذاری، تفویض، منتقل کردن، انتقال دادن، جابجا کردن، واگذار کردن، مسیر خود را عوض کردن، وسیله نقلیه را عوض کردن