رد آج لاستیک، جای آج لاستیک (روی سطح جاده)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلساختار آج
لاستیک صاف (بدون آج)
خزانهدار
خزانهداری، خزانه
وزیر دارایی [اصطلاح آمریکایی]
سند خزانه کوتاهمدت [اصطلاح آمریکایی]
سند خزانه بلندمدت [اصطلاح آمریکایی]
وزارت دارایی [اصطلاح آمریکایی]
ترمیم شده، اصلاح شده، تثبیت شده، عمل آمده
اساس ترمیم شده، اساس اصلاح شده، اساس تثبیت شده
لایه عملآوری شده، لایه تثبیت شده
مصالح سنگی دانهبندی شده اصلاح شده
مصالح دانهای اصلاح شده
مصالح اصلاح شده
خاک اصلاح شده، خاک تثبیت شده