مدت زمان ایست، مدت زمان توقف
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sانباشت، ذخیرهسازی، انبار، مخزن، نگهداری، (هزینه) انبارداری، حق انبارداری، حافظه (کامپیوتر)
انباره تقاضا، ذخیرهسازی تقاضا
انبار تابلو
مخزن آب
محفظه ذخیرهسازی، سیلوی ذخیرهسازی، انبار ذخیرهسازی
ظرفیت ذخیرهسازی، گنجایش انبارش
قیف ذخیرهسازی
خط عبوری ذخیره، خط انتظار (گردش به چپ)
توضیح تکمیلی
(به آن خط عبوری خیابان یا راه اطلاق میشود که در نزدیکی تقاطع، در مجاورت مسیر مستقیم به منظور انبار کردن موقت ترافیکی گردشی به خطوط عبوری دیگر اضافه گردیده و سبب میشود در حرکت ترافیک مستقیم اختلالی ایجاد نگردد.)
طول خط انتظار
ذخیره انرژی
ذخیره، انبار، اندوخته، موجودی، مخزن، حافظه، انباره (کامپیوتر)، مغازه، دکان، فروشگاه، ذخیره کردن، انبار کردن، اندوختن، جمع کردن، در انبار گذاشتن، انباشتن، پر کردن، جا دادن
طوفان، کولاک، غلیان، یورش، آشوب، بلوا
طوفان مبنا، طوفان طرح
مدت زمان بین آغاز و پایان بارندگی
شدت طوفان