معتبر ساختن، اعتبار قانونی بخشیدن، اعتبار بخشیدن، قانونی کردن، تصدیق کردن (امضا)، ثابت کردن، تأیید کردن (فکر، ایده)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلمعتبرسازی، اعتباربخشی، تصدیق، تأیید، اثبات
سیستم اعتباردهی سکهای
دره، آبروی میان دو شیب بام، کمر (بام)
تیر لبه (بام)
معتبرسازی، اثبات، تثبیت قیمتها، قیمتگذاری
قیمتگذاری، ارزشگذاری، ارزیابی، برآورد قیمت، تخمین، قیمت، بها، ارزش
ارزشگذاری زمین، ارزیابی زمین، تعیین ارزش زمین
مطالعه ارزشگذاری زمین
ارزش، قدر، اهمیت، فایده، مقدار، قیمتگذاری کردن، قیمت گذاشتن، قیمت تعیین کردن، قیمت برآورد کردن، بها دادن، ارزش قابل شدن، اهمیت دادن
مالیات بر ارزش افزوده
قدر مطلق، ارزش مطلق
درصد (میزان) سایش مصالح سنگی
ارزش تقریبی
ارزش جمعی، ارزش گروهی
ارزش نسبی