فراز
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۹۲۹ مدخل · حرف Aجا، منزل، محل سکونت، دفتر، محل کار، انطباق، منطبق، توافق، سازگاری
تطابق دیداری
ظرفیت وسیله نقلیه (تعداد صندلیها)
ساکن کردن، پذیرایی کردن، جا دادن، منزل دادن
تطابق [دید]
منطقه مسکونی
توسعه منطقه مسکونی، ایجاد منطقه مسکونی
بخش مسکونی (درسکوی حفاری)
حملونقل یک وسیله نقلیه باری (کامیون) به طور کامل همراه با راننده توسط یک یا دو مد حملونقلی دیگر (راهآهن، کشتی )
مطابق با قانون، طبق قانون
حساب، محاسبه، شمارش، صورتحساب، گزارش، شرح، وصف، سود، بهره، استفاده، اهمیت، اعتبار
مانده حساب، تراز حساب
بررسی حساب (نظارت دفاتر حساب و تعمق در چند نمونه از اقلام ثبت شده به منظور درک صحت و میزان دفت)
صورتحساب نهایی
حساب درآمد و هزینه