لایه اساس، قشر اساس، کرسی چینی (بنایی)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۵۶۹ مدخل · حرف Bسطح تراز
خط تراز
خط مبنای ماسهها
مصالح اساس
مایهی نفت
پی دکل
صفحه زیر ستون، صفحه پای ستون، کف ستون، کفه پی
صفحه زیرستون [تیر چراغ برق]
صفحه پی دکل
تقویت اساس روسازی
دوره اصلی
توضیح تکمیلی
دوره اولیه و غیر قابل فسخ درز یک قرارداد لیزینگ. دوره اصلی معادل است با حداقل دوره زمانی که در طول آم مستاجر مجاز به تصرف دارایی مورد اجاره و بهره برداری از آن است.
سال مبنا، سال مرجع، سال پایه
پی سنگ
ظرفیت (گنجایش) مبنا، ظرفیت پایه (حداکثر ظرفیت ساعتی در یک مسیر یا خط عبوری در شرایط ایدهآل)
ارزش مبنا
توضیح تکمیلی
بهای تمام شده یک دارایی شامل قیمت خرید ، به اضافه هزینه های دیگر نظیر نصب و راه اندازی و مالیات های فروش. ارزش مبنا معرف مبلغی است که بر اساس آن هزینه های استهلاک محاسبه شده است.