به تأخیر انداختن، به تعویق انداختن، به وقت دیگر موکول کردن
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۴۸۱ مدخل · حرف Dناحیهای که توسعه آن به تعویق افتاده است.
نگهداری، به تعویق افتاده
کمبود، نقصان، کمی، نبود، کسر، کسری (مالی)، نقص، ضعف
کمبود فضای پارکینگ (توقفگاه)
خرابی روسازی، نقص روسازی
کمبود، کسر، کسری
کسری بودجه
تعریف، شرح، وصف، توصیف، تعیین، روشنی، صراحت، وضوح، مشخص بودن
قطعی، نهایی، مشخص کننده، روشنگر، دقیق
تهی از باد، کم باد، پنچر
افت، خمیدگی، تغییر شکل خمشی (سازه)، انحراف (نقشهبرداری)
شعاع انحنای افتوخیز
انکسار نور، شکست نور
منحنی افت (سازه)، منحنی خیز (تیر)
دستگاهی که میزان انحراف را ثبت میکند، افتوخیزنگار