عنصر (المان) شناور
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۱,۰۰۴ مدخل · حرف Eعنصر سازهای، عضو سازهای
عضو کششی
روش اجزای محدود
مدل اجزای محدود
عنصر طراحی، جزء طراحی، المان طراحی
المان زاویه فضایی
مقدماتی، ابتدایی، اولیه، پایه، ساده، آسان
برکشیدن، بالابردن، بلند کردن، ارتقا دادن، ترفیع دادن
رفیع، برتر، بالا، هوایی، مرتفع، عالی، برجسته
خط آهن برآمده
توضیح تکمیلی
(خط آهنی است که عموماً در مناطق مسکونی در سطحی بالاتر از سطح زمینهای مجاور ساخته میشود تا از ایجاد مشکلات ناشی از ترافیک از قبیل آلودگی صوتی به میزان قابل ملاحظهای بکاهد.)
راه بالاآمده، راه مرتفع
ارتقا، ترفیع، ترقی، تپه، بلندی، ارتفاع، نما، برش قائم (نقشهکشی)، رقوم (نقشهبرداری)، بلندکردن، بالا بردن، بلند شدن، بالا رفتن
ناهمواریهای زمین، پستی و بلندی
بیضی
بیضی، بیضیشکل