ملات مسلح با الیاف شیشه
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۶۴۱ مدخل · حرف Gشیشه خرد شده
شیشه ضخیم
شیشه رنگی
گوی شیشهای، گلاسبید
توضیح تکمیلی
(گویهای ریز شیشهای مورد استفاده در رنگهای ترافیکی برای بازتابش نور)
پشم شیشه، فایبرگلاس
گوی شیشهای
گوی شیشهای
لعاب، صیقل، پوسته، لایه نازک یخ، شیشه انداختن، شیشه کردن، لعابی کردن، برق انداختن
لایه نازک یخ
شیشهکاری، شیشهبری
پنجره با شیشه دوجداره
فرود آزاد، فرود هواپیما بدون استفاده از نیروی موتور، سر خوردن، سریدن، لغزیدن، آسان رفتن، نرم رفتن، به نرمی حرکت کردن، پرواز کردن بدون نیروی موتور، با موتور خاموش پرواز کردن
هواپیمای بیموتور، گلایدر
جهانی، بینالمللی، جهانگیر، عالمگیر، همهجانبه، کلی، کامل، فراگیر، سرتاسری، عام، کروی، گِرد، گویشکل
سیستم تعیین موقعیت جهانی (GPS)