شاخص یخبندان، ضریب یخبندان
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۹۰۰ مدخل · حرف Iشاخص ناخالص، نمایه خام
شاخص بینالمللی اصطکاک (IFI)
شاخص بینالمللی زبری (IRI)
شاخص تعمیر و نگهداری
شاخص سروصدا
شاخص نفوذ (PI)
شاخص خمیری، شاخص خمیرسانی
شاخص خدمترسانی فعلی، شاخص سرویسدهی کنونی
شاخص انکساز، شاخص شکست
شاخص کیفیت راندن، شاخص کیفیت سواری
شاخص شدت، شاخص سختی
شاخصگذاری، شاخصبندی (اقتصاد)
ماده مربوط به تعیین شاخص
اشاره کردن، نشان دادن، نمایاندن، نشانگر بودن، نشاندهنده بودن، دلالت داشتن، حاکی بودن، فهماندن، نشان دادن، ایجاب کردن، ضروری ساختن
خط عبوری مشخصشده، خط عبوری توصیه شده