مناقصه علنی (باز)، مزایده علنی (باز)
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۵۸۰ مدخل · حرف Oترانشه باز
توسعه شهری نامحدود
شکاف، سوراخ، گذر، دهانه، ورودی (تونل)، شروع، اول، آغاز، تأسیس، افتتاح، گشایش، مراسم افتتاح، افتتاحیه، فرصت مناسب، موقعیت مناسب، نخستین، نخست، بازشو، بازشدگی، درگاهی، باز کردن، گشودن
دهانه درز، باز شدن درز، بازشدگی درز
دهانه مورب
دهانه خندق، دهانه ترانشه
پل متحرک، پل بازشو
تابلوی پل متحرک، تابلوی پل بالارونده
باز کردن پاکتهای پیشنهاد
کارکردن، عمل کردن، مؤثر بودن، کارگر بودن، فعالیت داشتن، باز بودن، اداره شدن، به کار انداختن، راه انداختن (موتور)، اداره کردن، گرداندن، موجب شدن، باعث شدن، به دنبال داشتن، جراحی کردن
در گردش، فعال، عملیاتی، دایر، جاری، در حال کار
حساب درآمد و هزینه
وضعیت بهرهبرداری، وضعیت عملکردی، شرط بهرهبرداری
شرایط عملکردی موتور
قرارداد بهرهبرداری