انتخابات پارلمانی
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۱۹۸ مدخل · حرف Pبخش، قسمت، حصه، جزء، تکه، قطعه، عضو، جدا کردن، جدا شدن، از هم جدا شدن
کار پارهوقت
قطعه یدکی (زاپاس)
یک در میلیارد، یک به میلیارد [اصطلاح آمریکایی]
یک درصد میلیون، یک به صد میلیون
یک در میلیون، یک به میلیون
یک در هزار، یک به هزار
نسبی، محدود، ناقص، جزیی، مایل، راغب، علاقهمند
قابلیت دسترسی ناقص (محدود)
تبادل نیمهشبدری، تبادل شبدری ناقص
کنترل محدود دسترسی
دیواره نیمهآببند
ماشین حفار موضعی
توضیح تکمیلی
(یک مقطع را در چند مرحله حفاری میکند.)
شرکتکننده، شریک، سهیم
شرکت کردن، سهم داشتن، شرکت داشتن