کنترل (هدایت) راهبردی
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۳,۳۰۰ مدخل · حرف Sراهبرد، سیاست، برنامه، نقشه، تدبیر، مدیریت، برنامهریزی، استراتژی
راهبرد یک سازمان یا شرکت با هدف دستیابی به موفقیت تجاری در بلندمدت
لایهبندی (بتن)، چینهبندی (زمینشناسی)
نمونه تصادفی انتخابشده از هر لایه یک جمعیت طبقهبندی شده
چینهشناسی (زمینشناسی)
لایه آبدار
لایه، قشر، چینه [زمینشناسی]
قشر، طبقه [آمار]
کاه، پوشال
شعاع، پرتو [نور]
رگه رگه شدن
توضیح تکمیلی
(پیدایش خطوط موازی بر روی آسفالت سطحی یا سیلکت به دلیل تنظیم نبودن ارتفاع نازلهای پخش قیر محلول یا امولسیون)
نهر، جوی، رود، جریان (هوا، آب، ترافیک)، کلاس، گروه، سطح، جاری شدن، سرازیر شدن، جریان یافتن، روانه شدن، روان ساختن، جاری کردن، کلاسبندی کردن، گروهبندی کردن
جریان گردش به چپ
جریان الحاقی، جریان همگرا
جریان مخالف، جریان روبرو