خدمه، کارکنان (کشتی، هواپیما، قطار و ...)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲,۸۳۱ مدخل · حرف Cچوببندی، تیربست (معماری)، شبکه تیربست زیرپی، صندوقه تیربست (پیسازی)
جرم، جنایت، قانونشکنی، خطا، تقصیر
جُرمکاه
توضیح تکمیلی
(وسایل و روشهایی هستند که جهت کاهش میزان جرایم به کار برده میشوند، از قبیل نصب منابع روشنایی در پارکینگها، دستگاه دزدگیر، عوامل نگهبانی و غیره)
جنایی، خلاف اخلاق، جنایتکارانه، تبهکارانه
قانون جزایی
حقوق جزا، حقوق جنایی
تخلف جزایی
بحران، مرحله بحرانی، موقع حساس، نقطه عطف
بحران اقتصادی
معیار، ملاک، ضابطه، میزان، مقیاس
معیار نهایی، معیار حدی
معیار طراحی، ضابطه طراحی
معیار طبقهبندی، ملاک ردهبندی
بحرانی، حاد، حساس، سخت، خطرناک
غلظت بحرانی