آبیاری
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلخیس آب، عرق آب (زمین)، پر از آب، آبگرفته (قایق)
ضد آب، ضد آب کردن
درز آببند
آببندی
لایه عایق، لایه آببندی، لایه مقاوم در برابر نفوذ آب
درز آببندی
لایه آببندی
آبریز، آبچکان (ساختمان)، مرز آبریز، آبپخشان (هیدرولوژی) حوزه آبریز (هیدرولوژی)
تنوره دریایی، گردباد دریایی (جغرافیا)، (دهانه) لوله آب
ضد آب، نفوذناپذیر، آببندی شده
آببندی
فقدان آببندی ]درز[
آبراه، راه آبی
حملونقل آبی
وات
توضیح تکمیلی
(واحد اندازهگیری توان الکتریکی)