استراحتگاه (در جاده)، ایستگاه فرعی (راهآهن)
دانش تخصصی حملونقل
واژهنامه حملونقل
جستجوی اصطلاحات انگلیسی و معادلهای فارسی در ۲۶,۶۵۹ مدخل
مرور بر اساس حرف اول انگلیسی
انگلیسی به فارسیفهرست واژهها
۲۶,۶۵۹ مدخلعرض کل قابل استفاده توسط وسایل نقلیه، عرض کل شانه و سوارهرو [اصطلاح آمریکایی]
رهرو، مسافر
کنار جاده، کنار راه
ضعیف، کم سو، سست، کم رنگ، کم رونق، متزلزل، بیثبات
نقطه ضعیف، محل دارای آسیبپذیری خاص
ساییدگی، فرسایش، سایش، فرسودگی، کهنگی، پوشیدنی، پوشش، پوشاک، ساییدن، کهنه شدن، ساییده شدن، پوشیدن، به تن کردن، درست کردن، ایجاد کردن (شیار، سوراخ و ...)
فرسایش عادی، فرسایش مجاز
مقاومت در برابر ساییدگی
ساییدگی سطحی، فرسودگی سطحی، فرسایش سطحی
فرسایش لاستیک، استهلاک لاستیک
ساییدگی مسیر (جای) چرخ
مقاومت در برابر ساییدگی و پارگی
در معرض فرسایش
شاخص سایش ترمز
شیار شدگی در اثر فرسایش